برچسب: نویسنده: ساحل محبی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 18:14
برچسب: نویسنده: ساحل محبی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 18:14
بعد از اون شوک و خبرهای بد مدتیه اومدم مغازه جای هانیه واستادم . صبح تاعصر خیلی خوبه سرم گرمه و هیچی از زمان نمیفهمم سرم گرمه و حالم بهتره .ولی ائضاع بقیه مخصوصا مریم اصلا خوب نیس خدایا کمکش کن
برچسب: نویسنده: ساحل محبی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 18:14
برای عید کارامون تموم شد خونه تمیز شد رنگ و کاغذ دیوار انجام دادیم و خونه تکونی هم تموم شد.فعلا دیگه کاری نیس برای عید هم قراره بریم سمت اردبیل استارا و شمال .گرگان هم نمیریم مامان اینا کربلا میرن و نیستن. مغازه هم دیگه نمیرم وهتپانیه خودش میره ولی خیلی خوب بود خیلی سرم گرم و دوست داشتم
برچسب: نویسنده: ساحل محبی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 18:14
برچسب: نویسنده: ساحل محبی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 18:14
سمیرا و ناهید بچه دار شدن و شیما هم حامله شده .خداروشکر که این مدت کم اینهمه اتفاق خوب برامون افتاده .پارسال این موقع که خیلی حالمون بد بود
برچسب: نویسنده: ساحل محبی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 18:14
حکم دادگاه برای تصادف میلاد و اون پیرزنه اومد حدود سی ملیون شده .نمیدونیم چیکار کنیم خیلی عصابا بهم ریختس .
برچسب: نویسنده: ساحل محبی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 18:14
برچسب: نویسنده: ساحل محبی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 18:14
برچسب: نویسنده: ساحل محبی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 18:14